خاک بر صورت ستایشگران !
گاه انسان می ماند، که در اسلام چه نکته های عجیب اخلاقی – رفتاری وجود دارد و آن وقت ما سراغ چه چیز ها که نمی رویم!! گوشه هایی از دین را می گیریم و قسمت های دیگر، چه بسا مهمتر را رها می کنیم، مانند اینکه کلمه های قرآنی و عربی را از ته حلق و از روی مخرجش بگوییم و یا محراب منبر، گنبد و گلدسته نقش و نگار داشته باشد و یا نیت عبادت را افزون بر خطور در ذهن باید به لفظ هم آورد و .....همه ی این ها در جای خود درست اما آیا بهتر نیست، دین را به این ظواهر محدود نکنیم و نیم نگاهی هم به سفارش های اخلاقی – اجتماعی دین کنیم، یکی از آنها همین است که می خواهم اشاره کنم
ستایشگرانی که با قیافه ساختگی، سینه ی چاک و سوز و گداز مصنوعی به مدح و ستایش کسی می پردازند به خصوص اگر آن فرد صاحب مکنت، ثروت و یا قدرت و حکومت باشد با آنان چگونه باید رفتار کرد ؟ امام علی (ع) سفارش می کند به صورت آن ستایشگران خاک بپاشید (من لا یحضره الفقیه ص 467)
سلمان فارسی گویا از ابراز احساسات مردم با پادشاهان ایران سابقه ای در ذهن داشت وقتی رفتاری شبیه به آن با پیامبر کرد ایشان فرمودند (بحار76/63):
"....آنطور که با پادشاهان می کنند با من مکن که بنده ای
از بندگان خدایم ...مثل برده ها می خورم و می نشینم ..."
امام علی در خطاب به دور و بری هایش می فرماید (نهج – صبحی الصالح-ص 333):
".....بیزارم از اینکه به ذهن شما خطور کرده باشد که من تملق و شنیدن مداحی و تمجید را دوست می دارم و سپاس خدا را که چنین نیستم ...گفتگویتان با من مانند گفتگویتان با جباران روزگار نباشد در برابر من از تسلیمی که در مقابل اقویای پرخاش گر دارید بپرهیزید ...با قیافه ی ساختگی و ظاهر سازی با من رفتار نکنید ..."
دو – سه نمونه ای را که اشاره کردم از سفارش های عجیبی است که به گمانم خطابی دو سویه دارد، از یک سو به مردم عادی سفارش می کند که در مدح و ستایش از بزرگان خود راه افراط نروند و برای ابراز احساسات از روش های خوار کننده ذلّت آور و تحقیر آمیز استفاده نکنند
انسان فارغ از مذهب، نژاد، زبان، رنگ پوست ....و دل بستگی هایش به این و آن، صاحب کرامت خدا دادی است که نمی بایست در مدح و ستایش از انسانی دیگر، همچون خود، آن کرامت و عزّت را زیر پا گذارد و له و لورده سازد!!
چه بد و چه خوارند، آدم هایی که مثل ماشین کوکی اختیارشان دست دیگران است و نان و آب خود را در ستودن از دیگران می یابند
یک سوی دیگر آن سفارش ها خطاب به حاکمانی است که دوست دارند ستایش شوند، مدح بشنوند و تملّق و چاپلوسی لذّتی در کامشان دارد، که با چیزی عوض نمی کنند
البته ناگفته پیداست همه ی ما این گونه اییم که وقتی ما را به به و آفرین آفرین کنند و با نظم و نثر درست یا غلط ما را بستایند، خوشمان می آید و به قول معروف کیف می کنیم، اما این خوش آمدن و لذت بردن در آدم های عادی، معمولی و بی نام و نشان شاید خیلی مشکل درست نکند، همه ی مشکل آنجاست که کسی نشسته بر اریکه ی قدرت صاحب امر و نهی، خدم و حشم ،برو و بیا، چنین آدمی، مدح و ستایش شود، این نوع آدم ها نمی بایست به مدح و ستایش و تملّق نان به نرخ روز خورها، مداحان و شاعران چشم دوخته به کیسه های زر و زیور و یا حتی ستایشگران مرعوب عقده ای بی جیره و مواجب، توجه کنند
من مطمئنم، پیامبر و امام معصوم بالا ترین استحقاق را برای مدح و ستایش دارند با این حال آنان به مردم سفارش می کردند که مبادا در مدح و ستایش افراط کنند، دلیل این همه تاکید چه می تواند باشد ؟ به باورم مسئله تنها جنبه ی اخلاق فردی ندارد، نکته ی مهم این است که هر گاه فردی حاکم بر سرنوشت مردم عادت به شنیدن مدح و ستایش دیگران پیدا کند اول اینکه هیچگاه کسی جرئت بیان واقعیت های تلخ جامعه را پبدا نخواهد کرد و دوم اینکه دیگر تحمل شنیدن نقد و پند، تند و تلخ را نخواهد داشت
همه ی ما موجوداتی هستیم که گاه به آنچه که برایمان تکرار می شود عادت می کنیم!! وقتی مُدام مدح و ستایش شنیدیم که ".....ای قبله ی عالم تو آن هستی که هیچ کس نیست !!..." و دائم همین معنا با الفاظ و عبارات مختلف از افراد متفاوت به گوش آن قبله ی عالم بیچاره برسد، خوب، طبیعی است که به مرور به این شبهه می افتد که در واقع هم همین طور است !!و هر که خلاف آن را بگوید، باید بخوابانندش و به قول قدیمی ها سیاستش کنند !!
باری اینکه امام علی تاکید می کند که بر صورت ستایش گران خاک بپاشید نشان از اهمیت مسئله دارد که در وهله ی اول، حاکمان که دستشان بالای دست ها و صدائی رساتر از صدای دیگران دارند و در وهله ی دوم، هر انسانی هر چند بی دربان و بی حاجب و بی قّبه بر دوش، می بایست ستایشگران متظاهر دروغگو را از خود برانند
ثمره ی تلخ وجود نحس آن ریاکاران این است که صدای واقعیت های جامعه و ندای ضعیفان پشت در مانده، به گوش حاکمان نمی رسد و نیز به مرور به جهت اینکه فقط مدح و ستایش خود را شنیده و به آن عادت کرده اند کم کم به این گمان می افتند که همه ی مردم وظیفه ای جز ستودن آنان ندارند !! و این بلیّه نوعی از غرور و خود شیفتگی را در آنان پدید می آورد و وای به حال مردمی که گرفتار امیران مغرور و خود شیفته شوند !!
خدا شاهد است والله ...بالله .....تالله ...که وبا، طاعون و بیماری های همه گیر، قابل تحمل تر از حاکمانی است که اسیر در غرور و خود شیفتگی، فقط به شنیدن ستایش و تملّق خود عادت کرده اند !!....مسلمان نبیند، کافر نشنود!!


